خرید بک لینک
*** گله مندی ***من و افکار خراب این چه حکایت باشدبل ز انعام، اضل گشته چه آیت باشدگفته بودم که زنم پر بروم تا به ملکاینچنین هاله و گمگشته چه غایت باشدبار دیگر ز ملایک بروم تا به خدا

برچسب: نویسنده: هستی میرزایی تاريخ: پنجشنبه 16 خرداد 1398 ساعت: 9:40

به مناسبت ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها ** میلاد **پروانه به گوشم گفت امروز همه شادیمچون منتظر غنچه از بوته میلادیممیلاد مبارک باد زهرا چه دل انگیزیاین قطعه نا قابل ما هدیه فرستاد

برچسب: نویسنده: هستی میرزایی تاريخ: پنجشنبه 16 خرداد 1398 ساعت: 9:40

**از جنان تا جنین**دوش با ما گفت دلبر این جهان ویرانی استهر که را دیدی بدان آزاد نی، زندانی استاین جهان پیچ در پیچ و همه خالی ز هیچسوی بالا کن نظر آنجا همه نورانی استاز طلب تا فقر

برچسب: نویسنده: هستی میرزایی تاريخ: پنجشنبه 16 خرداد 1398 ساعت: 9:40

*** کوی یار***به هر سویی نظر کردم نشانی دیدم از کویتقد و بالای طنازت، زنخدان و مهین رویتچو پروانه همه عشاق گرد شمع تو جمع اندمثال گل عزاری تو، همه مدهوش از بویتکجا آرام گیرم من..

برچسب: نویسنده: هستی میرزایی تاريخ: پنجشنبه 16 خرداد 1398 ساعت: 9:40

*** کوی یار***به هر سویی نظر کردم نشانی دیدم از کویتقد و بالای طنازت، زنخدان و مهین رویتچو پروانه همه عشاق گرد شمع تو جمع اندمثال گل عزاری تو، همه مدهوش از بویتکجا آرام گیرم من...؟

برچسب: نویسنده: هستی میرزایی تاريخ: پنجشنبه 16 خرداد 1398 ساعت: 9:40

سین مثل سیلخدا با مردم ما قهر کردیبهارت را به کامش زهر کردیمگر ما امتحان ها پس ندادیمبهایش سیل را بر شهر کردیسلحشوران لر در جنگ بودیملرستان را به سیلت وهر کردیکند باران گلستان کوه و صحراگل

برچسب: نویسنده: هستی میرزایی تاريخ: پنجشنبه 16 خرداد 1398 ساعت: 9:40

** شبیخون**درنگی کن که بر دارم تفنگمببندم من قطار پر فشنگمزنم بر قلب دشمن تا که بیندچه غوغایی شده از رزم و جنگمبیا بنگر هم الوار و هم اکرادسپاهی صف شکن ازتیپ و هنگمبه حی

برچسب: نویسنده: هستی میرزایی تاريخ: پنجشنبه 16 خرداد 1398 ساعت: 9:40

****جا مانده****کاروان رفت و من اندر طلب یار هنوزمن جا مانده و در اول این غار هنوزراه تاریک و خطرناک و خطرها در پیشز پس و پیش رها مانده به این دار هنوز"در ر

برچسب: نویسنده: هستی میرزایی تاريخ: پنجشنبه 16 خرداد 1398 ساعت: 9:40

***پایان غیبت***غریب آشنا دیدی چه کردیم ؟همه مست و خراب تخته نردیمز غیبت ، گر رسد پایان غیبتگمان دارم به ظاهر هم چو مردیماز آن ترسم که چون مظلوم زهرابه وقت یاریت بیگا

برچسب: نویسنده: هستی میرزایی تاريخ: پنجشنبه 16 خرداد 1398 ساعت: 9:40

صفحه بندی